السيد موسى الشبيري الزنجاني

5797

كتاب النكاح ( فارسى )

ب ) ادله قائلين به عدم شرطيت « تمكن از نفقه » در صحت نكاح 1 - اطلاقات ادله جواز نكاح و عدم ثبوت مقيد براى آنها در مقابل استدلال‌هاى قائلين به شرطيت « تمكن » ادله‌اى هم براى اثبات عدم شرطيت از طرف قائلين به آن ذكر شده است از جمله آنها ، يكى تمسك به اطلاقات لفظيه و مقاميه ادله آمره به نكاح است . بدين تقريب كه : تمكن از نفقه در هيچ كجا به عنوان شرطى براى صحت نكاح يا موجبى براى فسخ ثابت نشده است و در نتيجه مقيدى براى اطلاقات وجود ندارد ، لذا بدان عمل مىكنيم . اين دليل به نظر ما خالى از اشكال است و مىتوان براى نفى شرطيت به اطلاقات تمسك نمود . 2 - تمسك به آيه شريفه « وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ . . . ( نور / 32 ) دليل ديگرى كه براى نفى شرطيت تمكن از نفقه در صحت نكاح ذكر شده است آيه شريفه « وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ ( الى قوله تعالى ) إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ . . . » نور / 32 است . به اين بيان كه : آيه فوق بالصراحة شرطيت يسار مالى را نفى كرده و مىفرمايد « فقر » مانع از صحت نكاح نمىباشد . ان قلت : آيه ناظر به اولياء است نه به خود زوجين قلت : اگر در مورد اولياء اجازه داده شده باشد كه در مورد فقدان تمكن تزويج نمايند و ازدواج صحيح هم باشد به طريق اولى نسبت به خود زوجين چنين اجازه‌اى وجود دارد و ازدواج آنها نيز صحيح است . اشكال اول بر استدلال به آيه شريفه : آيه در مقام نفى شرطيت يسار است نه نفى تمكن از نفقه اشكال اول استدلال به آيه اين است كه آيه شريفه در مقام بيان نفى شرطيت « يسار » و « عدم الفقر » است و ربطى به مسأله « تمكن از نفقه » ندارد ، چرا كه چه بسا